مراسم سالگرد درگذشت شاملو برگزار نشد. همین دیگه ٬ برگزار نشد . ما رفتیم کلی هم فیلم گرفتم حتما میزارم برا دانلود .

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 20:43 توسط حامد |
اطلاعيه ی کانون نويسندگان ايران درباره ی گرامیداشتِ هشتمين سالگرد درگذشتِ احمد شاملو در هشتمين سالگرد درگذشت احمد شاملو، بزرگ شاعر ايران و جهان که در سراسر عمر از عشق و آزادی و پيکار با نيروهای جهل و تاريکی سرودی ديگرگونه ساز کرد، بر مزارش گرد هم میآييم و ياد تابناکاش را گرامی میداريم. زمان: 2 مرداد 1387، ساعت 5 بعد از ظهر، گورستان امامزاده طاهر، مهرشهرِ کرج. اتوبوسها از ميدان انقلاب، جنبِ دانشکدهی دامپزشکی، راس ساعت 4 بعد از ظهر به سوی مزار حرکت خواهد کرد. هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 9:28 توسط حامد |
اندر احوال آدمیان که نیک بنگری و سیری هر چند کوتاه در انفس شان انجام دهی ، هر یکی را در انجام برخی خصایل سرآمد یافت می کنی.فارغ از نفس برخی صاحبدلان و اهالی تفکر، در باب این خصایل فرق چندانی میان این نماینده های شعور آفرینش نیست. باری تنها می توان در کنترلشان بر افعال قبیحه یا توجیه شان از کارهای رذیله تفاوت قائل بود یا به بیان بهتر دلیل آوردن و عقل مردم دزدیدن.
البته ناگفته نماند که خود ما هم اگر نیمچه التفاتی به وجود کم وجودمان داشته باشیم و سخت بر آدمی بودنمان پا فشاری کنیم ، آنقدر از این افعال هجو و بیهوده انجام می دهیم که بعض ِ صبح ها که با چشم های ور قلمبیده و روی ناشسته به آینه ی دارالخلاء خیره می شویم از این وجود دون مان بسیار به شرم می آییم و با اندکی دشنام به ماسوا و نیکان و بدان آن دار تفکر را ترک می کنیم و آنچنان خودمان را چونان "بز اخفش" به کوچه های گنگ و ناشناخته می زنیم که انگار شرم و حیایی در کارمان نیست.
این ها را گفتم تا فردا روزی طنازی پیدا نشود و چونان "نازی" اشعار حسین خان پناهی ما را سخت بکوبد که : واه ، واه! چه غلط ها! خودش را با کی ها قاتی میکند!!! آدمی؟!
مدتی طولانی ست که این تفکرات پایان ناپذیر قویاً ذهن ما را مشغول خود کرده و هیچ خلاصی هم از آن ما را میسر نیست.
امروز با صاحبدلی با فراست ، اندر همین احوالات باب گفت و گو را باز کرده بودیم و هرچه بیشتر در پوستین این خلق دخول می کردیم، کمتر چیزی از اندیشه هایشان دستگیرمان می شد.هر از چند گاهی هم لبخند تلخی از سر فسوس حواله ی این روزگار نامیمون می کردیم و وقاحت عده ای را به سخره، می ستودیم.
این ایام مردم در امر مکیدن خون یکدیگر و چزانیدن روح هم آنچنان همت و قداستی به کار می برند که هیچ یک از اصحاب فطنت را از این قاعده مستثنی نمی دانند.اگر از ایشان تکه گوشتی دریغ شود با وقاحت تمام، جانت را دریوزه می کنند. باری به دوستی دوستان هم نمی توان اعتماد داشت چه برسد به تملّق دشمنان. از طرفی هم به سخنی (وز وزی) دل خوش کردن عین حماقت است چرا که این آدمیان را امروز ایمانی است و فردا ایمانی تازه تر.عده ای هم بسیار ساده انگارانه آنان را با مکاید خویششان رها می کنند و به خودشان وا می گذارند که: "گناه خودشان است که این گونه زندگی شان کوچک است."!
القصه، دیدیم هر چه از این مگسان بازاری بنالیم و فغان سر دهیم که چه کاری از دست ما بر می آید، به جایی نمی رسیم.این دوست مرا یاد سخنان "نیچه" ی کبیر انداخت که به "تنهایی ات بگریز، چرا که با خُردان و بیچارگان بس نزدیک زیسته ای!"
لیکن در میان صحبت هایمان به دنبال اندک جایی می گشتیم با بادی تند و خنک، و درختی که شاخه های خمیده اش را بر دریای آرام گسترده است و از ته دل آرزو می کردیم چنین مکانی را یافت کنیم که مدت زمانی طولانی از این تارانیدن مگس در امان بمانیم و روز را به سلامت بیکران به شب رسانیم. نیز بیم آن نبریم که طبیعت آنان در ما اثر کند و به طریقت شان متهم گردیم.
دم نوشت: این را در وبلاگ خودم نوشته بودم،بد ندیدم شما هم بخوانید!
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 14:48 توسط نیوشا |
اندر احوال آدمیان که نیک بنگری و سیری هر چند کوتاه در انفس شان انجام دهی ، هر یکی را در انجام برخی خصایل سرآمد یافت می کنی.فارغ از نفس برخی صاحبدلان و اهالی تفکر، در باب این خصایل فرق چندانی میان این نماینده های شعور آفرینش نیست. باری تنها می توان در کنترلشان بر افعال قبیحه یا توجیه شان از کارهای رذیله تفاوت قائل بود یا به بیان بهتر دلیل آوردن و عقل مردم دزدیدن.
البته ناگفته نماند که خود ما هم اگر نیمچه التفاتی به وجود کم وجودمان داشته باشیم و سخت بر آدمی بودنمان پا فشاری کنیم ، آنقدر از این افعال هجو و بیهوده انجام می دهیم که بعض ِ صبح ها که با چشم های ور قلمبیده و روی ناشسته به آینه ی دارالخلاء خیره می شویم از این وجود دون مان بسیار به شرم می آییم و با اندکی دشنام به ماسوا و نیکان و بدان آن دار تفکر را ترک می کنیم و آنچنان خودمان را چونان "بز اخفش" به کوچه های گنگ و ناشناخته می زنیم که انگار شرم و حیایی در کارمان نیست.
این ها را گفتم تا فردا روزی طنازی پیدا نشود و چونان "نازی" اشعار حسین خان پناهی ما را سخت بکوبد که : واه ، واه! چه غلط ها! خودش را با کی ها قاتی میکند!!! آدمی؟!
مدتی طولانی ست که این تفکرات پایان ناپذیر قویاً ذهن ما را مشغول خود کرده و هیچ خلاصی هم از آن ما را میسر نیست.
امروز با صاحبدلی با فراست ، اندر همین احوالات باب گفت و گو را باز کرده بودیم و هرچه بیشتر در پوستین این خلق دخول می کردیم، کمتر چیزی از اندیشه هایشان دستگیرمان می شد.هر از چند گاهی هم لبخند تلخی از سر فسوس حواله ی این روزگار نامیمون می کردیم و وقاحت عده ای را به سخره، می ستودیم.
این ایام مردم در امر مکیدن خون یکدیگر و چزانیدن روح هم آنچنان همت و قداستی به کار می برند که هیچ یک از اصحاب فطنت را از این قاعده مستثنی نمی دانند.اگر از ایشان تکه گوشتی دریغ شود با وقاحت تمام، جانت را دریوزه می کنند. باری به دوستی دوستان هم نمی توان اعتماد داشت چه برسد به تملّق دشمنان. از طرفی هم به سخنی (وز وزی) دل خوش کردن عین حماقت است چرا که این آدمیان را امروز ایمانی است و فردا ایمانی تازه تر.عده ای هم بسیار ساده انگارانه آنان را با مکاید خویششان رها می کنند و به خودشان وا می گذارند که: "گناه خودشان است که این گونه زندگی شان کوچک است."!
القصه، دیدیم هر چه از این مگسان بازاری بنالیم و فغان سر دهیم که چه کاری از دست ما بر می آید، به جایی نمی رسیم.این دوست مرا یاد سخنان "نیچه" ی کبیر انداخت که به "تنهایی ات بگریز، چرا که با خُردان و بیچارگان بس نزدیک زیسته ای!"
لیکن در میان صحبت هایمان به دنبال اندک جایی می گشتیم با بادی تند و خنک، و درختی که شاخه های خمیده اش را بر دریای آرام گسترده است و از ته دل آرزو می کردیم چنین مکانی را یافت کنیم که مدت زمانی طولانی از این تارانیدن مگس در امان بمانیم و روز را به سلامت بیکران به شب رسانیم. نیز بیم آن نبریم که طبیعت آنان در ما اثر کند و به طریقت شان متهم گردیم.
دم نوشت:این را در وبلاگ خودم نوشته بودم، اما بد ندیدم شما هم بخوانید!
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 14:42 توسط نیوشا |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 19:11 توسط سـعــیـد |

برنامه ى امتحانات ساير رشته ها :
برنامه امتحانات ترم تابستاني دوره هاي كارشناسي رشته هاي علوم انساني(قسمت اول) /(دانلود فايل )
برنامه امتحانات ترم تابستاني دوره هاي كارشناسي رشته هاي علوم انساني (قسمت دوم) /(دانلود فايل )
برنامه امتحانات ترم تابستاني دوره هاي كارشناسي رشته علوم پايه/ (دانلود فايل )
برنامه امتحانات ترم تابستاني دوره هاي طرح تجميع رشته هاي علوم انساني/ (دانلود فايل)
برنامه امتحانات ترم تابستاني دوره هاي طرح تجميع رشته ها علوم پايه/ (دانلود فايل)
برنامه امتحانات ترم تابستاني دوره هاي طرح تجميع رشته ها علوم پايه (بند ج) / (دانلود فايل)
برنامه امتحانات ترم تابستاني دوره هاي طرح تجميع رشته هاي علوم انساني (بند ج) / (دانلود فايل)
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 10:30 توسط سـعــیـد |
انتخاب واحد ترم تابستان ۸۷ از تاریخ ۱۳/۴ تا ۱۶/۴ انجام میشه . از طریق همون سایت ثبت نام .
پ.ن : اطلاعات بیشتر متعاقبا ً اعلام میشود .
+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 15:27 توسط حامد |
همون طور كه در جريان هستيد به منظور « صرفه جوئى » , برق جيره بندى شده . از امروز هم قرار شده كه جدول خاموشى ها رو در اختيار شهروندان قرار بدن اما گويا اين جدول هنوز موقتيه ...
مى تونيد برنامه موقتی زمانبندی خاموشیهای احتمالی برای هفته اول تیرماه رو تو لينك زير ببينيد :
« جدول زمانبندی خاموشی ها در تهران »
پ.ن : تا اينجا كه براى محدوده ى ما طبق اين جدول اتفاقى نيافتاده !
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 14:3 توسط سـعــیـد |
چند روز پيش به يكي از دوستان ِ وبلاگ نويس گفتم كه از مسير يك وبلاگ دانشجويي خارج شده ، نميدانم خود ِ ما در مسير هستيم يا نه . پ.ن : به خاطر کمبود وقت یک سری لینک گذاشتم درباره این خبر . لینک فیلم در سایتYou tube كه مسلما فيلتر شده، زحمت فيلتر شكن رو خودتون بكشيد http://www.youtube.com/watch?v=y95o5iUJGMU
ارائه مطالب علمي شايد هدف اصليمان نبود ، اما يكي از اهداف اصلي اين وبلاگ بود.
البته پرداختن به مسائل سياسي ،اجتماعي و داشتن ديد انتقادي به مسائل ِ روز ، از دغدغههاي اصلي جوامع دانشجوئي در تمام دنيا بوده و هست ؛ ولي مباحث علمي مسلما ً بايد گزينه اصلي ما باشند.
مدتي پست جديد قرار نداديم تا تعدادي مطلب علمي براي وبلاگ آماده كنيم و البته امتحانات شروع شدند و ما هم كه مثل بيشتر دوستان روزهاي قبل از امتحان به ياد كتابها و جزواتمان ميافتيم ، البته اگر كتاب و جزوهاي وجود داشته بودند.
اما بعد از شنيدن خبر عجيب و تاسفانگيز ِ اتفاقی كه در دانشگاه زنجان افتاد ، مجبور به نوشتن شدم.
مسلما ً خبر به گوشتان رسيده ، آقاي معاون دانشگاهي كه قصد تجاوز به دختر دانشجويي را در دفتر كارش داشته ، توسط دانشجويان ديگر غافلگير ميشه و خوشبختانه فيلمي هم از اين آقاي استاد دانشگاه تهيه شده (در حين ارتكاب جرم) و به سرعت روي شبكه مبارك اينترنت قرار گرفته .
اين قضيه فرصتي هم براي هموطنان !!! مقيم لسآنجلس ايجاد كرده تا با صدايي بلندتر خطابه سر بدهند و باز هم از بيرون گود داد بزنند كه لِنگش كنيد !!!
- لينك خبرگزاري فارس http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8703281945
- مطالبي در سايت خبري دانشجويان دانشگاه امير كبير : http://www.autnews.eu/archives/1387,03,0009916
http://www.autnews.eu/archives/1387,03,0009970
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 21:24 توسط حامد |
عکس هفته ی مجله ی تایم :

در عکس فوق , فردى در حال جستجوى دانش آموزان زنده مونده از زلزله ى اخير ِ چين هست . . .
لحظه ى خيلى خيلى خيلى سختيه ... اگه ليست تموم بشه و اسمى كه به دنبالش بودى رو پيدا نكنى !!!
« مـنـبـع »
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 19:51 توسط سـعــیـد |
| ||||